مبانی نظری پیمان شکنی زناشویی
مبانی نظری پیمان شکنی زناشویی

توضیحات :

مبانی نظری پیمان شکنی زناشویی در 10 صفحه در قالب Word قابل ویرایش.


بخشی از متن :

پیمان شکنی زناشویی

خیانت یا‌ عهدشکنی زناشویی‌[1] نوعی درگیری جنسی، عاطفی، یا عاطفی-جنسی‌ با‌ فردی‌ غیر‌ از همسر است که از او پنهان می‌شود و ویژگی اصلی ان رازگونه بودن آن می‌باشد (براون[1]، 2001). اما به طور کلی تعریفی که‌ می‌توان‌ برای‌ عهدشکنی زناشویی به کـار بـرد براساس برداشتی است که‌ زوجین‌ از مفهوم پیمان زناشویی دارند(پیتمن‌[1]، 1989).

درصد اشخاص متاهل‌ عهدشکن از پژوهشی به پژوهش دیگر متفاوت است. یک توضیح‌ برای این اختلافات گسترده ممکن‌ است‌ محافظه‌کاری‌ ذاتی پاسخ‌دهندگان در حین پاسخ به‌ سوالات باشد.

به نظر مـی‌رسد فـراوانی‌ نسبت عهدشکنی در ایالات متحده رو به افزایش است(گوردون، باکوم و اشنایدر[1]، 2008). در پژوهشهای اخیر با ارایه‌ی نمونه‌های بزرگ، تقریبا%25-22 از مردان‌ و%15-11‌ از‌ زنان نشان داده‌اند که حداقل یکبار درگیر رابطه‌ی جنسی خارج از‌ حیطه‌ ی‌ زناشویی شده‌اند(لامن‌ و هـمکاران،1994، به نـقل از گـوردون و همکاران، 2008). همچنین نمونه‌های ارایه شده در تـحقیقات مـلی در کـشورهای‌ غربی‌ نشان‌ داده است سالانه بین‌ %6 تا%5/1 افراد ازدواج کرده درگیر رابطه‌ی جنسی فرازناشویی‌ خواهند‌ شد(مانند‌ لامن و همکاران 1995، ویشمن‌ و اشنایدر 2007، به نقل از گـوردون و هـمکاران، 2008).

یکی از دلایـل رایج‌ برای‌ پایان‌ دادن به ازدواج با طلاق، عهدشکنی زناشویی مـی‌باشد. پژوهشهای خـارج از کشور نشان می‌دهند داشتن رابطه‌ی‌ نامشروع‌ در حالی‌که فرد متاهل‌ است؛یک عامل پیش‌بینی‌کننده‌ی مهم برای طلاق می‌باشد(آماتو و پریویتی[1]،2003). روابط نامشروع خارج از‌ حـیطه‌ زنـاشویی هـمیشه موجب ضربه‌ی شدید احساسی به طرفین می‌ شود. این نوع روابط بـاعث بروز‌ نشانه‌هایی‌ شبیه‌ به اختلال استرس پس از ضربه و همچنین احساسهایی مانند افسردگی،خشم، ناامیدی، عدم اعتماد به نفس، از دست‌ دادن‌ هویت‌ و احـساس بـی‌ارزشی در هـمسر زخم‌خورده‌ می‌شود. علاوه بر آن باعث بروز احساس تردید، افسردگی‌ و عذاب‌ وجدان در همسر عهدشکن‌می‌گردد(بونک[1]، 1995).

عهدشکنی زناشویی عـلت بـسیاری از خشونتهای زناشویی است(باس‌ ،1994) و می‌تواند پیامدهای مخربی برای اعضای‌ خانواده، دوستان‌ و متعاقبا اجتماع به همراه داشته باشد. خانواده‌ جایی است کـه مـا نـسبت به آن‌ احساس‌ تعلق می‌کنیم. هرچیزی که در خانواده شکافی ایجاد کند احساس ما را از تـعلق تـهدید مـی‌نماید. عهدشکنی در ازدواج‌ نیز‌ ساختار خانواده و در پی‌ آن بنیادی‌ترین احساس، یعنی احساس تعلق را تهدید می‌کند‌ و نوعی ترس از طـرد بـسیار بنیادی را کـه‌ به‌ عمق‌ وجودمان رخنه می‌کند، شعله‌ور می‌سازد(براون، 2001).

بارداری‌های ناخواسته پیامد دیگری‌ از‌ روابط نامشروع خارج از حیطه‌ی زناشویی اسـت. همچنین مـمکن است منجر به انتقال بیماریهای‌ قابل‌ انتقال از طریق رابطه‌ی جنسی‌ از‌ جمله‌ ایدز شود(اسپرینگ‌، 1997).

مشاهدات بالینی‌ و تـحقیقات تـجربی بـا هم توافق دارند‌ که‌ کشف یک رابطه‌ی نامشروع‌ می‌تواند تاثیری دردناک و مخرب بر زوجها داشـته بـاشد. رواندرمانگران‌ گزارش‌ می‌کنند که‌ برای همسران آسیب‌دیده، احساسات شدید اغلب‌ بین خشم نسبت به‌ همسر‌ عـهدشکن و احـساسات عـمیقتری مانند خجالت، افسردگی، ناتوانی‌ پیمال‌کننده، احساس‌ قربانی بودن و طرد شدن در نوسان‌ است(براون، 2001). این‌ ناآرامی شدید هـیجانی اغـلب‌ با آشفتگی شناختی همراه می‌باشد. یک اختلال مهم تجربه شده به وسیله‌ی‌ همسر‌ زخـم‌ خورده‌نشخوار فـکری وسـواس گونه در مورد‌ این‌ رویداد است. که‌ می‌تواند‌ آنقدر‌ شدید و غیرقابل کنترل شود‌ که در عملکرد روزانه و تـمرکز فـرد اخـتلال ایجاد کند. پاسخ‌ شناختی‌ مهم دیگری که در موقع کـشف‌ رابطه‌ی‌ نـامشروع‌ بیان‌ می‌شود‌ تغییر‌ در باورهای فرد‌ نسبت‌ به همسر و ارتباط با او می‌باشد. شخص نمی‌تواند اعتماد بیشتری نسبت بـه هـمسر خود داشته باشد‌ و در‌ ارتباط با او احساس‌ امنیت کند(براون 2001). به‌ علاوه‌ چـندین‌ الگـوی‌ رایج رفتاری رایج‌ وجود دارد که در پاسخ به عـهدشکنی هـمسر مـشاهده شده است که شایعترین آن اجتناب یا کناره‌گیری اسـت. همسر آسـیب‌دیده اغلب به شدت حساس شده و به‌ دنبال کشف این رابطه‌ از همسر عهدشکن دوری مـی‌کند(اسپرینگ [1]، 1996). دیگر پاسخهای رفـتاری شـامل گوش بـه زنـگی، پرسشهای وسـواس گونه و دیگر تبادلات تنبیهی و فوق العاده مـنفی مـی‌باشد(ریب استین‌ و ریچاردز [1]، 1993).


عوامل پیش‌بینی‌کننده‌ی خیانت

عهدشکنی زناشویی نیز مانند بسیاری از پدیده‌های اجتماعی دیگر، یک رویـداد چـندبعدی‌ است که عوامل متعددی در بروز آن دخالت دارد. از جـمله پیش‌بینی‌کننده‌ی خیانت‌ میتوان به عـوامل شـخصیتی‌ و فردی، عوامل مربوط به رضایتمندی زنـاشویی، عوامل مـوقعیتی، اجتماعی و...اشاره کرد که در ادامه به پژوهشهای انجام شده در این زمینه می‌پردازیم.

عوامل شخصیتی‌و فردی‌

شکلفورد، بیسر و گوتز[1] (2007)، در پژوهـشی بـا عنوان‌"شخصیت، رضایتمندی زناشویی، و احتمال عهدشکنی زنـاشویی‌"به بـررسی رابـطه‌ی بین عوامل شـخصیتی بـراساس آزمون پنج‌ عاملی شخصیت و رضـایتمندی‌ زنـاشویی‌ با احتمال عهدشکنی در‌ رابطه‌ی‌ زناشویی‌ پرداختند. آنها با اجرای پرسشنامه‌های مربوط بر روی 107 زوج شرکت‌کننده دریافتند که‌ شخصیت و رضـایتمندی زنـاشویی به برآورد احتمال خیانت و تداوم روابـط خـارج از حیطه‌ی‌ زناشویی کـمک مـی‌کند. آنها دریـافتند افراد دارای‌ سبکهای‌ شـخصیتی تکانشی، افراد با اعتمادپذیری پایین و وجدان‌گرایی کمتر به احتمال بیشتری درگیر روابط فرازناشویی می‌ شوند. همچنین افرادی که هـمسران آنـها نمرات پایین‌تری در توافق‌پذیری و وجدان‌گرایی‌ کسب نمودند، رضایتمندی کـمتری از رابـطه‌شان داشـتند و نـیز‌ بـرآورد احتمال‌ بیشتری از درگـیر شدن در روابـط خارج از حیطه‌ی زناشویی در آنها به دست آمد.

اسمیت و باس[1](2000)، دریافتند افراد‌ با سطح بالای توافق‌پذیری و وجدان‌گرایی به‌ احتمال پایین‌تری مـرتکب عـهدشکنی مـی‌شوند. همچنین‌ باس‌ و شکلفورد(1997)در پژوهش‌ خود به این نتیجه رسـیدند کـه بـالا بـودن نـمرات فـرد در بعد تجربه‌گرایی، خودشیفتگی و روان‌ نژندگرایی نیز ‌‌می‌تواند‌ پیش‌بینی‌کننده‌ی عهدشکنی در افراد باشد.اسکو و همکاران(1988)، دریافتند که افراد با اصول جنسی بی‌بندوبارتر‌ احتمال‌ بیشتری‌ دارد‌ تا معطوف به عهدشکنی زناشویی شوند و این در میان مردان، سیاهان امریکا و افـراد بسیار تحصیل‌ کرده بیشتر است.عهدشکنی زناشویی در افراد بدون مذهب، افراد کم‌سن و سالتر و افراد‌ با بیش از دوازده‌ سال‌ تحصیل‌ بیشتر به چشم می‌خورد.باید توجه داشت که رواج عهدشکنی در سنین بالاتر و در میان افرادی که کمتر تـحصیل کـرده هستند کاهش می‌باید(گلن و ویور،1979، به نقل از حیدری و همکاران، 1388).

عوامل موقعیتی‌

با توجه به پیش‌بینی‌های موقعیتی خیانت، فرصت برای درگیر شدن در روابط نامشروع با احتمال بیشتری به خیانت منجر می‌شود.فرصتها می‌تواند شکل حضور بالای شریکان بالقوه‌، مسافرتهای مکرر‌ یا‌ زندگی در یـک شـهر بزرگ را به خود بگیرد. سرانجام اینکه زوجهای سوء استفاده‌کننده از مواد به احتمال بیشتری در سطح‌ موقعیتی عهدشکنی می‌کنند. چون این اعتقاد وجود دارد که به عنوان مثال‌ مـستی‌ الکـل ممکن‌ است فرد را به انجام روابـط جـنسی پرخطری بکشاند که فرد آن را در زمان هوشیاری انجام‌ نمی‌دهد. این نوع روابط نامشروع، تماسهای کوتاه‌مدت‌ نامیده می‌ شود و پس از چند‌ روز‌ تا چند هفته پایان می‌یابد. همچنین این نوع روابط فـاقد درگـیری‌ عاطفی می‌باشند(دنیز، 2008).

عوامل اجتماعی‌

محققان نشان داده‌اند افرادی کـه مـعطوف به روابط خارج از حیطه‌ی زناشویی می‌شوند، ابزار می‌کنند که دوستانشان نیز درگیر‌ این‌ نوع‌ روابط هستند. برطبق نظریه‌ی تامسون‌ (1983)، زمانی که‌ افراد‌ نزدیک‌ شما درگیر رابطه‌ی خارج از حیطه‌ی زناشویی هستند، احتمال بیشتری دارد که شـما مـغلوب فشار شوید. این مطالعه همچنین دریافت زمانی که‌ دوستان و آشنایان‌ درگیر‌ عهدشکنی زناشویی هستند افراد دیگر امکان دارد به‌ این‌"دوستان‌" نگاه‌ کنند و بخواهند بیشتر شبیه به آنها باشند. در نتیجه یک عامل انطباقی با جـامعه بـا توجه بـه‌ خیانت‌کار بودن نسبت‌ به‌ همسر‌ شکل می‌گیرد. اتوارد در پژوهش خود در سال 1979، دریافت زنانی که آشنایان‌ مؤنثی دارند که درگـیر روابط نامشروع هستند، بیشتر بر روابط خارج‌ از حیطه‌ی زناشویی تأکید دارند. از‌ دیـگر‌ عوامل‌ اجتماعی می‌توان‌ به آزادی جنسی در جامعه، سیل روز افزون زنان به دنیای کار و زوال‌ ارزشهای‌ اخلاقی نام برد (براون، 2001).

فهرست مطالب :

پیمان شکنی زناشویی

عوامل پیش‌بینی‌کننده‌ی خیانت

عوامل شخصیتی‌و فردی‌

عوامل موقعیتی‌

عوامل اجتماعی‌

عوامل مربوط به ارتـباط زناشویی‌

پول‌ ، قدرت‌ و عهدشکنی زناشویی

پیشینه تحقیق

منابع



فایل هایی که پس از خرید می توانید دانلود نمائید

مبانی نظری پیمان شکنی زناشویی_1597208487_42239_8524_1049.zip0.03 MB
پرداخت و دانلود محصول
بررسی اعتبار کد دریافت کد تخفیف
مبلغ قابل پرداخت : 19,000 تومان پرداخت از طریق درگاه
انتقال به صفحه پرداخت